مجلس یازدهم امالی

 

مجلس يازدهم روز جمعه شش روز از شعبان مانده 367
1- امام پنجم فرمود:
رسول خدا (ص) در آخرين جمعه ماه شعبان اين خطبه را خواند، حمد خدا كرد و ستايش او نمود و سپس فرمود اى مردم ماهى بر شما سايه افكنده كه در آن شبى است بهتر از هزار ماه آن رمضانست خدا روزه اش را واجب كرده و يك شب نماز نافله آن را برابر هفتاد شب در ماه ديگر مقرر ساخته هر كه عمل مستحبى در آن كند چون عمل واجبى است كه در ماههاى ديگر و هر كه فريضه اى در آن انجام دهد چون كسى باشد كه هفتاد فريضه در ماههاى ديگر انجام دهد آن ماه شكيبائى است و مزد شكيبائى بهشت است آن ماه همدردى است آن ماهى است كه خدا بيفزايد در آن بروزى مؤمن هر كه در آن روزه دار مؤمنى را افطار دهد نزد خداى عز و جل ثواب آزاد كردن بنده اى دارد و گناهان گذشته اش آمرزيده شود ب آن حضرت عرض شد يا رسول اللّه همه ما توانا نيستيم كه روزه دارى افطار دهيم فرمود خداى تبارك و تعالى كريم است ، همين ثواب را ميدهد بشما كه توانا هستيد بشربتى از شير كه بدان روزه دارى را افطار دهيد يا شربتى از آب گوارا يا چند دانه خرما كه بر بيش از آن قدرت نداريد هر كه در آن از خدمت مملوك خود تخفيف دهد خدا در حساب او تخفيف دهد آن ماهى است كه اولش رحمت و ميانش آمرزش و آخرش اجابت و آزادى از دوزخ است در اين ماه از چهار خصلت بى نياز نباشيد دو تا براى رضاى خدا و دو تا براى نياز خود آن دو كه براى رضاى خداست گواهى اينكه معبود حقى نيست جز خدا و براستى من رسول خدايم و آن كه دو بدان نياز داريد از خدا بخواهيد حوائج خود را و بهشت را و از خدا بخواهيد عافيت و پناه طلبيد از آتش .
2- حمزة بن محمد گويد:
بامام يازدهم حسن عسكرى نوشتم چرا خداى عز و جل روزه را واجب كرده پاسخ آمد براى آنكه توانگر درد گرسنگى را بچشد و بدرويش بخشش ‍ كند.
3- معاذ بن جبل با ديده گريان خدمت رسول خدا (ص) رسيد و سلام كرد جواب گفت و فرمود:
اى معاذ چرا گريه ميكنى ؟ عرضكرد جوانى تر و تازه و خوشرنگ و زيبا روى بر در است و چون زن رود مرده بر جوانى خود ميگريد و ميخواهد خدمت شما برسد، رسول خدا فرمود اى معاذ آن جوان را نزد من آر او را وارد كرد سلام كرد جوابش داد و سپس فرمود اى جوان براى چه گريه ميكنى ؟ گفت چرا نگريم گناهانى مرتكب شدم كه اگر خداى عز و جل ببرخى از آنها مؤ اخذه ام كند مرا بدوزخ برد و محققا مرا مؤ اخذه ميكند و هرگز مرا نمى آمرزد رسول خدا (ص) فرمود چيزى را با خدا شريك كردى ؟ گفت بخدا پناه برم از اينكه چيزى را با پروردگارم شريك دانم نفس محترم را كشتى ؟ گفت نه پيغمبر فرمود اگر گناهانت مانند كوههاى بلند باشد خدا مى آمرزد جوان گفت از كوههاى بلند بزرگتر است پيغمبر فرمود اگر گناهانت مانند هفت زمين و درياها و ريگها و درختها و آنچه خلق در آنها است باشد خدا مى آمرزد گفت از همه اينها بزرگتر است پيغمبر فرمود اگر چون هفت آسمان و ستارگان و عرش و كرسى باشد خدا بيامرزد گفت از همه اينها بزرگتر است پيغمبر به او با خشم نگاه كرد و فرمود اى جوان واى بر تو گناهان تو بزرگتر است يا پروردگارت ؟ جوان رو بر خاك نهاد و ميگفت منزه باد پروردگارم چيزى از پروردگارم بزرگتر نيست پروردگارم يا نبى اللّه بزرگتر از هر چيز است پيغمبر فرمود گناه بزرگ را جز خداى بزرگ نيامرزد جوان گفت نه بخدا يا رسول اللّه پيغمبر فرمود واى بر تو اى جوان بمن گزارش ‍ ندهى يكى از گناهانت را؟ عرضكرد چرا عرض ميكنم من هفت سال بود نبش قبر ميكردم و مرده ها را بيرون مى آوردم و كفن آنها را بر ميگرفتم يك دختر از انصار مرد و چون بخاكش سپردند و برگشتند و شب شد گورش را شكافتم و درش آوردم و كفن او را پر گرفتم و برهنه اش بر لب گور انداختم و برميگشتم كه شيطان آمد و او را بنظرم جلوه داد و ميگفت مگر آن شكم صاف و بلوريش را نبينى و آن كفل فربهش را، تا بر او برگشتم و با او در آميختم و او را بجاى خود وانهادم و از پشت سرم آوازى شنيدم كه ميگفت اى جوان واى بر تو از حاكم روز جزا روزى كه مرا با تو احضار كند من كه برهنه ام انداختى در قشون مردگان و از گورم در آوردى و كفنم بردى و جنبم بحساب راندى واى بر جوانى تو از دوزخ من گمان ندارم هرگز بوى بهشت را بشنوم يا رسول اللّه نظر شما چيست ؟ پيغمبر فرمود اى فاسق از من دورشو كه ميترسم منهم به آتش تو بسوزم چه نزديكى به آتش و پى در هم پيغمبر ميفرمود و با دست او را دور باش ميداد تا از نظر او ناپديد شد و رفت و در شهر مدينه توشه اى بر گرفت و به يكى از كوههاى مدينه رفت و در آنجا بعبادت پرداخت جبه موئى پوشيد و هر دو دست خود را بگردنش بست و فرياد زد پروردگارا اين بنده تو است پيش تو فكار است و دست بگردن پروردگارا تو مرا ميشناسى و ميدانى چه لغزشى كردم سيدى پروردگارم من پشيمان گشتم و تائب نزد پيغمبرت رفتم مرا راند و بترسم افزود از تو خواهم بنام تو و جلال و عظمت سلطانت كه نوميدم نكنى و دعايم بيهوده مسازى و از رحمتت محرومم مكنى تا چهل شب و روز پى در هم همين را ميگفت تا درنده و دام برايش گريستند پس از چهل شبانه روز دست بدعا برداشت و گفت آنچه در حاجت خود توانستم كردم اگر دعايم مستجاب كردى به پيغمبرت وحى كن و اگر نكردى و نيامرزيدى و كيفرم خواهى بزودى ب آتش بسوزانم يا در دنيا هلاكم كن كه از رسوائى روز قيامت خلاصم كنى خدا اين آيه را به پيغمبرش فرستاد (آل عمران 135) آنان كه چون هرزگى كردند يعنى زنا يا بخود ستم كردند يعنى گناه بزرگتر از زنا كه نبش قبر و بردن كفنها است بياد خدا افتادند و براى گناه خود آمرزش ‍ خواستند يعنى ترسيدند از خدا و زود توبه كردند كيست كه گناه را بيامرزد جز خدا خداى عز و جل ميگويد اى محمد بنده ام پيش تو آمد و او را راندى كجا برود و كه را بخواهد و از كه خواهش آمرزش گناه خود كند جز من سپس فرمود خداى عز و جل و اصرار نكردند بدان چه كردند و ميدانستند ميفرمايد ادامه ندادند به نبش قبور و بردن كفن آنان را پاداش از طرف پروردگارشان آمرزش است و بهشتها كه كه از زير آن نهرها روانست، در آن جاويد بمانند و چه خوبست مزد عاملان چون اين آيه بپيغمبر نازل شد بيرون شد و با تبسم اين آيه را ميخواند و باصحابش گفت كى مرا باين جوان تائب راهنمائى كند؟ معاذ گفت يا رسول اللّه بمن خبر رسيده كه در فلان جاست رسول خدا با اصحابش رفتند تا در كوه آن جوان را يافتند كه ميان دو سنگ دستها بگردن بسته و رويش سياه شده و مژگانهايش ريخته از گريه و ميگويد اى آقايم مرا خوش‏رو و زيبا آفريدى كاش ميدانستم ميخواهى در آتشم بسوزانى يا در پناهت ماوى دهى خدايا تو تو احسان و نعمت فراوان بمن دادى كاش ميدانستم سرانجامم بهشت است يا دوزخ خدايا خطايم بزرگتر از آسمانها و زمين است و از كرسى و عرش عظيم كاش مى دانستم خطايم را مى‏آمرزى يا روز قيامت مرا رسوا ميكنى پياپى چنين ميگفت و ميگريست و خاك پيغمبرى پس از من نيست اى على تو وصى و خليفه منى هر كه وصايت و خلافت تو را منكر شود از من نيست و من از او نيستم و من روز قيامت خصم اويم اى على تو افضل امتى در فضل و پيشتر همه در اسلام و بيشتر همه در علم و حليمتر و دلدارتر و سخاوتمندتر همه‏اى اى على پس از من تو امام و اميرى و تو صاحب و سرورى و وزيرى و در امت من مانند ندارى اى على تو قسمت كن بهشت و دوزخى بدوستى تو ابرار از فجار شناخته شوند و بدان از نيكان تميز يابند و مؤمنان از كافران جدا گردند.

کتابخانه احادیث بخش غدیر

 

سلام

کلیه عزیزان می توانند بعد از ورود به قسمت کتابخانه احادیث با انتخاب کتب مورد نظر آن را به ما

اطلاع داده تا در اختیار شما بگذاریم..

 کتب غدیر

ادیان الهی

تحليل و نقد پلوراليسم دينىنويسنده : علي رباني گلپايگاني

تاريخ اديان و مذاهب جهان جلد 1.2.3اثر : عبدالله مبلعى آبادانى

آشنايى با فرق و مذاهب اسلامىنويسنده : رضا برنجكار

آشنايى با اديان بزرگنويسنده : حسين توفيقى

2.نهج البلاغه

نهج البلاغه - خطبه ها

نهج البلاغه- نامه ها

نهج البلاغه – کلمات قصار

امام علی (ع) در یک نگاه

درباره سید رض گرداورنده نهج البلاغه

اشنایی با نهج البلاغه

سیری در نهج البلاغه

موضوعات نهج البلاغه

شرح صد کامه قصار از امیرمومنان (ع)

روایتی از سرگذشت انسان

روايتى از سرگذشت انسان ترجمه خطبه قاصعه

سخنان علي عليه السلام از نهج البلاغه

نور اليقين شرح خطبه صفات متقين از امير المومنين عليه السلام

امام علي عليه السلام فرهنگ عمومى و همبستگى اجتماعى

نهج البلاغه از ديدگاه مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله العظمى خامنه اى تهيه و تدوين : محمد مهدى عليقلى

مطلوب كل طالب من كلام على بن ابى طالب(ع) تصحيح و تعليقات : دكتر محمود عابدى

شرح خطبه البيان امام على بن ابى طالب(ع) شارح : علامه بزرگوار محمد بن محمود دهدار شيرازى (ره)

انديشه هاى اقتصادى در نهج البلاغه مولف : دكتر سيد محسن حائرى

نامه هاى امام در نهج البلاغه ترجمه : دكتر على شيروانى

جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 1 ترجمه و تحشيه : دكتر محمود مهدوى دامغانى

جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 2 ترجمه و تحشيه : دكتر محمود مهدوى دامغانى

جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 3 ترجمه و تحشيه : دكتر محمود مهدوى دامغانى

جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 4 ترجمه و تحشيه : دكتر محمود مهدوى دامغانى

جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 5 ترجمه و تحشيه : دكتر محمود مهدوى دامغانى

جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 6 ترجمه و تحشيه : دكتر محمود مهدوى دامغانى

جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 7 ترجمه و تحشيه : دكتر محمود مهدوى دامغانى

جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 8 ترجمه و تحشيه : دكتر محمود مهدوى دامغانى

پندهاى كوتاه از نهج البلاغه نويسنده : هئيت تحريريه بنياد نهج البلاغه

نهج البلاغه موضوعى مولف : عباس عزيزى

معاد در نهج البلاغه مولف : احمد باقريان ساروى

درآمدى بر سياست و حكومت در نهج البلاغه مؤ لف : محمدمهدى باباپور گل افشانى

اصلاحات از منظر نهج البلاغه مؤ لف : حسين ايرانى

آشنايى با نهج البلاغه امام على عليه السلام مولف : سيد جعفر حسينى

ارزش تاريخ در نهج البلاغه مولف : عباس نصر

قرآن در آيينه نهج البلاغه مولف : استاد محمدتقي مصباح يزدي

منظر مهر(مباني تربيت در نهج البلاغه) مولف : مصطفي دلشاد تهراني

3. صحیفه سجادیه

سخنى پيرامون امام سجاد ع اثر استاد شهيد مرتضى مطهرى
زندگانى امام زين العابدين (ع)
سيرى در رساله حقوق امام سجاد عليه السلام (سلسله گفتارهاي حضرت آيت الله يثربي )(جلد اول)
سيرى در رساله حقوق امام سجاد عليه السلام (سلسله گفتارهاي حضرت آيت الله يثربي )(جلد دوم)
سيرى در رساله حقوق امام سجاد عليه السلام ( سلسله گفتارهاي حضرت آيت الله يثربي )(جلد سوم)

معرفى صحيفه سجاديه
بهترين زندگى در پرتو سخنان امام سجاد (ع)
صحيفه سجاديه
امام سجاد جمال نيايشگران (( نگارش : احمد ترابى ))
شرحى بر دعاهاى صحيفه سجاديه ، شهود و شناخت( نام مؤ لف : آية الله حاج شيخ حسن ممدوحى)
سجاده عشق (داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه)(( مؤ لف : يحيى نورى ))

4. علوم اسلامی

علم منطق

علم فلسفه

علم كلام

علم عرفان

علم اصول فقه

علم فقه

ورزش

ورزش در اسلام

نرمش و حركات ورزشي

نياز به تفريح ، تفريحات  "نام نويسنده : هيئت تحريريه موسسه در راه حق"

6. اطلاعات پزشکی

تغذيه و خوراكى ها در فرهنگ طب الصادق(ع) مؤلف : دکتر محمد دريايي

دانش نامه احاديث پزشكي نام نويسنده : محمد محمدي ري شهري

طب پيامبر اعظم صلى اللّه عليه و آله و سلّم مؤلف : محمد جعفر واصف

خواص ميوه ها و غذاها در درمان بيماريها مؤلف : حسام الدين درويش

شفابخش و مشكل گشا نام نويسنده : قطب الدين سعيد بن هبة الله راوندى

خوردنيهاي شفابخش نام نويسنده : مهدي نراقى

ميوه و گياه درماني ترجمه : دكتر سياوش آگاه

راز نيايش فوايد طبى و درمانى نماز نام مولف : گودرز نجفى

شفاخانه معنوى (شفا از قرآن و احاديث ) مولف : سعيد موحديان عطار

چگونه بخوريم تا سالم بمانيم نوشته : سيدرضا حسينى

اسلام پزشك بى دارو مولف : احمد امين شيرازى

زبان خواكيها نويسنده : دكتر غياث الدين جزايرى جلد اول --- جلد دوم --- جلد سوم

طب النبى و طب الصادق نويسندگان : ابوالعباس مستعفرى و محمد خليلى

آداب طب و پزشكى در اسلام با مختصرى از تاريخ طب تاليف : علامه سيد جعفر مرتصى عاملى

نسخه شفا 2 گل و گياه

حجامت و كاربرد آن

 

 برخي آثار علامه شهيد مرتضي مطهري

 

 

تفسير سوره‏هاي صف ، جمعه ، منافقون ، تغابن

قرآن

 

تفسير سوره‏هاي طلاق ، تحريم ، ملك و قلم

قرآن

 

اسلام و مقتضيات زمان جلد 1

پيام پيامبران

 

اسلام و مقتضيات زمان جلد 2

 

 

انسان در قرآن (مقدمه‏اي بر جهان بيني اسلامي جلد چهارم)

قرآن

 

امامت و رهبري

پيام پيامبران

 

پيامبر امي

پيام پيامبران

 

توحيد

پيام پيامبران

 

جهان بيني توحيدي (جلد دوم)

پيام پيامبران

 

خاتميت

پيام پيامبران

 

ختم نبوت

پيام پيامبران

 

عدل الهي

پيام پيامبران

 

فطرت

پيام پيامبران

 

حركت و زمان در فلسفه اسلامي جلد ( 1 )

علوم اسلامي

 

حركت و زمان در فلسفه اسلامي (جلد دوم)

علوم اسلامي

 

شرح منظومه جلد اول

علوم اسلامي

 

شرح منظومه جلد دوم

علوم اسلامي

 

مساله ربا ( به ضميمه بيمه )

اجتماعي

 

مسئله حجاب

اجتماعي | اخلاق

 

گفتارهاي معنوي

اجتماعي

 

علل گرايش به ماديگري

اجتماعي | سياسي

 

شش مقاله ( الغدير و وحدت اسلامي )

اجتماعي

 

ده گفتار

اجتماعي | سياسي

 

خدمات متقابل اسلام و ايران

اجتماعي | سياسي

 

حق و باطل (به ضميمه احياي تفكر اسلامي)

اجتماعي | اخلاق | سياسي

 

جهاد

اجتماعي | سياسي

 

جامعه و تاريخ (مقدمه‏اي بر جهان بيني اسلامي - جلد پنجم )

اجتماعي | سياسي | تاريخ

 

جاذبه و دافعه علي عليه‏السلام

اجتماعي | اخلاق

 

تكامل اجتماعي انسان

اجتماعي | اخلاق

 

بيست گفتار

اجتماعي

 

انسان و سرنوشت

اجتماعي | سياسي

 

انسان و ايمان

اجتماعي

 

اخلاق جنسي در اسلام و جهان غرب

اجتماعي | اخلاق

 

حماسه حسيني (جلد دوم)

اجتماعي

 

فلسفه اخلاق

اخلاق | سياسي

 

قيام و انقلاب مهدي ( ع ) از ديدگاه فلسفه تاريخ

سياسي | تاريخ

 

فلسفه تاريخ (جلد اول)

سياسي | تاريخ

 

فلسفه تاريخ (جلد دوم)

 

 

پيرامون انقلاب اسلامى

سياسي

 

پيرامون جمهوري اسلامي

 

 

مجلس دهم امالی

 

مجلس دهم ده روز از شعبان مانده سال 367
1- امام صادق فرمود:
هر كس تا چهل سالگى راه دستى دارد و چون باين سن رسيد خدا بفرشتگانش وحى كند كه بنده مرا عمرى دادم بر او سخت گيريد و درشتى كنيد و پاسش داريد و كم و زياد و خرد و درشت عملش را بنويسيد از امام صادق پرسيدند از قول خداى عز و جل (فاطر 37) آيا بشما عمرى نداديم كه متذكر در آن تذكر يابد؟ فرمود سرزنش هيجده ساله است .
2- امام صادق (ع) فرمود:
پيره مردى را روز قيامت بياورند و نامه عملش را بدستش دهند و از برونش ‍ كه بسوى مردم است جز بدى ديده نشود و بر او بسيار ناگوار گذرد و ميگويد پروردگارم فرمائى بدوزخ روم جبار جل جلاله ميفرمايد اى پيرمرد من شرم دارم كه تو را عذاب كنم با اينكه در دنيا نماز ميخواندى ، بنده مرا ببهشت بريد.
3- رسول خدا فرمود:
هر مؤمنى بميرد و يك ورق از او بماند كه دانشى بر آن باشد ورقه روز قيامت ميان او و دوزخ پرده شود و خداى تبارك و تعالى بهر حرفى كه در آن نوشته است شهرى او دهد كه هفت برابر دنيا باشد مؤمنى نباشد كه يك ساعت نزد عالمى نشيند جز آنكه پروردگارش عز و جل ندا كند نزد حبيبم نشستى بعزت و جلالم سوگند تو را با او ساكن بهشت كنم و و باك ندارم .
4- امام صادق فرمود:
مردم خداى عز و جل را بسه روش بپرستيدند يك طبقه براى رغبت در ثواب اين پرستش حريصانست و بر اساس طمع است و ديگرى از ترس ‍ دوزخ اين عبادت بنده ها است و از ترس است ولى من از دوستى او را بپرستم اين عبادت كريمانست و مايه آسودگيست براى گفته او عز و جل (سوره نمل 89) و براى گفته خداى عز و جل (سوره آل عمران 31) بگو اگر شما دوست داريد خدا را پيرو من باشيد تا خدا شما را دوست دارد و گناهانتان را بيامرزد و هر كه خدا را دوست دارد خدايش دوستدارد و هر كه را خدا دوست دارد از آسودگانست .
5- امام صادق فرمود:
براى يارى مؤمن از طرف خدا همين بس كه به بيند دشمنش خدا را نافرمانى ميكند.
6- از اصغ بن نباته كه گفت :
امير المؤمنين فرمود منم خليفه رسول خدا (ص) و وزيرش و وارثش
منم برادر رسول خدا و وصيش و حبيبش منم برگزيده رسول خدا (ص) و صاحب او منم عموزاده رسول خدا (ص) و شوهر دخترش و پدر فرزندانش ‍ منم سيد اوصياء و وصى سيد انبياء من حجت عظمى و آيت كبرى و مثل اعلى و باب پيغمبر مصطفى منم عروه وثقى و كلمه تقوى و امين خداى تعالى و ذكره بر اهل دنيا.
7- امام صادق فرمود:
چون فاسق فسق خود را آشكار كرد غيبت ندارد.
8- رسول خدا (ص) فرمود:
جبرئيل از طرف خداى جليل جل جلاله نزد من آمد و گفت اى محمد خداى جل جلاله بتو سلام ميرساند و ميفرمايد برادرت على را مژده بده كه هر كه دوستش دارد من عذابش نكنم و هر كه دشمنش دارد ترحم نكنم .
9- رسول خدا (ص) فرمود:
در روز قيامت بنده اى گام بر ندارد تا از چهار چيز پرسش شود از عمرش كه در چه گذرانده و از جوانى اش كه در چه بسر رسانده و از مالش كه از كجا آورده و از دوستى ما خانواده .
10- عايشه گويد:
حضور رسول خدا (ص) بودم كه على بن ابى طالب آمد و آن حضرت فرمود اين سيد عربست گفتم يا رسول اللّه تو سيد عرب نيستى ؟ فرمود من سيد اولاد آدمم و على سيد عرب گفتم سيد يعنى چه ؟ گفت كسى كه طاعتش فرض است چون طاعت من .
11- معمر گويد:
حضور امام صادق نشسته بودم كه زيد بن على بن الحسين آمد و دو پشته در خانه را گرفت امام صادق فرمود عمو جانم تو را بخدا پناه دهم كه همان بدار زده كناسه باشى مادر زيد گفت بخدا حسد تو را باين گفتار وادارد براى پسرم فرمود كاش از حسد بود كاش از حسد بود تا سه بار سپس فرمود پدرم از جدم برايم روايت كرده كه از اولادش زيد نامى خروج كند و در كوفه كشته شود و در كناسه بدار رود و از گورش بر آورند براى روحش درهاى آسمان گشوده گردد و اهل آسمانها بدو شاد گردند جانش را در گلوگاه پرنده اى نهند تا او را در هر جاى بهشت خواهد گردش دهد،
12- جابر جعفى گويد:
حضور ابو جعفر محمد بن على (ع) رسيدم و برادرش زيد خدمت او بود و معروف بن خربوذ مكى هم وارد شد امام پنجم فرمود اى معروف از اشعار طرفه اى كه دارى برايم بخوان معروف اين قطعه را سرود:

ابو مالك بجانت ناتوان نيست

 

ضعيف و سست همچون ديگران نيست

نميورزد عناد از گفته خويش

 

نه از نهى حكيمش دشمنى كيش ‍

و ليكن بود سيدى رادمرد

 

طبيعت بلند است و شيرين خورند

به آقائى است او بفرمان تو

 

كفايت كند بهر تو كار تو

گويد امام پنجم دست بر شانه هاى زيد گذاشت و فرمود اى أ بو الحسن اين ستايش براى تو است .

مجلس نهم امالی

 

مجلس نهم روز جمعه شانزدهم ماه شعبان 368
1- على (ع) فرمود:
سادات مردم در دنيا سخاوتمندانند و در آخرت متقيان .
2- رسول خدا فرمود:
مؤمن را بر مؤمن هفت حق واجب است از طرف خداى عز و جل .
1- در چشم خود والايش شما در 2- در سينه دوستش دارد. 3- در مال مساعدتش كند. 4- بدگوئى او را حرام داند. 5- در بيمارى عيادتش كند. 6- تشييع جنازه اش نمايد. 7- پس از مرگ جز خير او نگويد.
3- رسول خدا (ص) فرمود:
ولايت على بن ابى طالب ولايت خداست و دوستيش دوستى خدا و پيرويش فريضه خدا و اوليائش اولياء خدا، و دشمنانش دشمنان خدا نبرد با او نبرد با خدا و سازش با او سازش با خداى عز و جل است .
4- سليمان بن جعفر جعفرى گويد:
از موسى بن جعفر شنيدم ميفرمود پدرم از پدرش از سيد عابدين على بن الحسين از سيد شهداء حسين بن على بن ابى طالب حديث كرد كه امير المؤمنين على بن ابى طالب بمردى گذشت كه سخن بيهوده ميگفت فرمود اى فلانى به راستى تو نامه اى بوسيله دو فرشته حافظ خود ديكته ميكنى بسوى پروردگارت سخن كن بدان چه فائده ات دارد و دم فرو بند از سخن بى فائده .
5- روزى رسول خدا (ص) باصحابش فرمود:
كدام شما همه عمر روزه ميدارد؟ سلمان عرضكرد من يا رسول اللّه ، رسول خدا فرمود كدام شما همه را شب زنده دار است سلمان گفت من يا رسول اللّه فرمود كدام شما هر شب قرآن را ختم ميكند؟ سلمان گفت من يا رسول اللّه يكى از اصحاب آن حضرت خشم كرد و گفت يا رسول اللّه سلمان مردى عجمى است و ميخواهد بما قريش ببالد فرمودى كدام شما همه عمرش روزه ميدارد گفت من با اينكه بيشتر روزها را غذا ميخورد و فرمودى كدام شما همه شب بيدار است گفت من با اينكه بيشتر شبها خوابست و فرمودى كدام شما هر روز يك ختم قرآن ميخواند گفت من با اينكه بيشتر روزها خاموش است پيغمبر فرمود خاموش باش اى فلانى تو كجا و لقمان حكيم ؟ از او بپرس تا بتو خبر دهد آن مرد بسلمان گفت اى ابا عبد اللّه تو نگفتى همه روز روزه اى گفت چرا گفت من ديدم بيشتر روزها غذا ميخورى ؟ گفت چنان هست كه تو گمان بردى ، من در هر ماه سه روز روزه ميدارم و خداى عز و جل فرمايد هر كه يك حسنه آرد ده برابر آن دارد و روزه شعبان را بماه رمضان وصل ميكنم و اين روزه عمرانه مى شود گفت تو گمان نكردى كه همه شب بيدارى ؟ گفت چرا، گفت تو بيشتر شبها در خوابى گفت چنان نيست كه گمان بردى ولى من از دوستم رسول خدا (ص) شنيدم ميفرمود هر كه با وضوء بخوابد گويا همه شب را احياء كرده است و من هميشه با وضوء ميخوابم گفت گمان نكردى كه هر روز همه قرآن را ميخوانى ؟ گفت چرا، گفت تو بيشتر روز را خاموشى گفت چنان نيست كه تو فهميدى ولى من از دوستم رسول خدا شنيدم بعلى (ع) ميفرمود اى ابا الحسن مثل تو در امتم مثل قُلْ هُوَ اللّهُ است هر كه يك بارش بخواند ثلث قرآن را خوانده و هر كه دو بارش بخواند دو ثلث قرآن را خوانده و هر كه سه بارش بخواند همه قرآن را خوانده (اى على ) هر كه تو را بزبانش دوست دارد ثلث ايمان را دارد و هر كه بزبان و دلش دوستت دارد دو ثلث ايمان دارد و هر كه بزبان و دل دوستت دارد و با دست خود ياريت كند ايمانش ‍ كاملست سوگند بدان كه مرا به حق فرستاده اى على اگر همه اهل زمين تو را دوست داشتند چنان كه اهل آسمانت دوست دارند خدا احدى را بدوزخ عذاب نميكرد من هر روز سه بار قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ ميخوانم آن مرد معترض ‍ برخاست و گويا سنگى در دهانش افكنده بود.
6- امير المؤمنين (ع) فرمود:
شيوه فقها و حكما اين بود كه در نگارشات خود بهم سه چيز مينوشتند و چهارمى نداشت .
1- هر كه هم خود را آخرتش كند خدا هم دنيايش را كفايت كند.
2- هر كه درونش را اصلاح كند خدا برونش را اصلاح كند.
3- هر كه ميان خود و خدا را اصلاح كند خدا ميان او و خلق را اصلاح نمايد.
7- امام صادق فرمود:
پس از مرگ اجرى دنبال كسى نرود جر از سه عمل صدقه جاريه ، روش ‍ هدايتى كه نهاده و پس از مرگش بدان عمل شود، فرزند صالحى كه برايش ‍ آمرزشخواهد.
8- أ بو الحسين اسدى گويد:
از امام صادق بمن خبر رسيد كه براى خدا بقعه ها است بنام منتقمه چون خدا مالى به بنده اى دهد و حق خداى عز و جل را از آن بيرون نكند خدا يكى از آن بقعه ها را بر او مسلط سازد تا آن مال را در آن تلف كند و سپس ‍ بميرد و آن را بجا گذارد.
9- امير المؤمنين فرمود:
منم حجت اللّه خليفة اللّه باب اللّه منم خزانه دار علم خدا و امين سر خدا منم امام خلق پس از بهترين مردم محمد نبى رحمت (ص).

10- امير المؤمنين فرمود:
در قبا حضور پيغمبر رسيدم و چند تن از اصحابش شرف حضور داشتند چون مرا ديد چهره اش شاد شد و لبخند زد، سپيدى دندانهايش را مانند برق ديدم سپس فرمود نزد من بيا اى على نزد من بيا و مرا بخود نزديك كرد تا رانم برانش چسبيد سپس رو باصحابش فرمود اى گروه اصحاب من با آمدن برادرم على بسوى اصحاب من رحمت بشما رو آورد و به راستى على از منست و من از على جانش از جان منست و گلش از گلم او برادرم و وصى و خليفه بر امت منست در زندگى من و پس از مرگم هر كه فرمانش برد فرمانم برده و هر كه موافقت او كند موافق منست و مخالفش مخالف من .
11- رسول خدا فرمود:
هر كه شاد است بزندگى من زنده باشد و بمرگ من بميرد و در جنت عدن به منزل من درآيد و نهالى كه خدايش كاشته بچسبد و باو بگويد باش تا باشد بايد دوستدار على بن ابى طالب باشد و اوصياء از فرزندانش را پيروى كند زيرا آنان عترت منند و از گل من آفريده شده اند و از دشمنانشان بخدا شكوه كنم كه منكر فضل آنهايند و قطع صله آن ها كنند و بخدا كه پس از من فرزندم حسين كشته شود و خدا شفاعتم را از آنها دريغ دارد.