مجلس چهل و یکم امالی شیخ صدوق
مجلس چهل و يكم شنبه ده شب از ماه رمضان سال 411 باقيمانده
1- ابو طفيل عامر بن واثله كنانى - رحمه اللّه - گويد:
از امير المؤمنين (ع) شنيدم كه مى فرمود. بيمناكترين چيزى كه از آن بر شما مى ترسم آرزوى دراز پيروى از خواسته دل است ، امّا آرزوى دراز آخرت را بفراموشى مى سپارد، و پيروى از خواسته دل آدمى را از راه حق باز مى دارد. آگاه باشيد كه دنيا پشت كرده و ميرود، و آخرت رو كرده و مى آيد. و هر يك را فرزندانى خواهد بود، پس از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد، كه امروز روز عمل است و حساب نيست ، و فردا روز حساب است و عمل نيست .
2- جابر جعفى از امام باقر (ع) از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كند كه گفت :
رسول خدا (ص) فرمود: جبرئيل (ع) بر من نازل شد و گفت : خداوند تو را امر مى كند كه در ميان يارانت به خطابه برخيزى و فضيلت و برترى علىّ بن ابى طالب (ع) را بيان كنى تا حاضران اين مطلب را از توبه آيندگان برسانند، و به تمام فرشتگان دستور داده كه به سخنان تو گوش فرا دهند، و اى محمّد خداوند به تو وحى مى فرستد كه هر كس در امر او با تو مخالفت كند در آتش دوزخ خواهد بود، و هر كس از تو فرمان برد بهشت از آن اوست . پس پيامبر (ص) بجارچى دستور داد تا صدا زد: همگى جمع شويد، پس مردم گرد آمدند، و حضرت بيرون شد تا بر منبر برآمد، و نخستين كلامش اين بود:
اعوذ باللّه من الشيّطان الرّجيم ، بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . سپس فرمود:
(اى مردم ، من مژده دهنده ، و بيم رساننده ، و پيامبر امّى هستم ، من از جانب خداوند- جلّ اسمه - رساننده پيامى هستم در باره مردى كه گوشت او از گوشت من ، و خون او از خون من است ، و او گنجينه علم من است ، و همو كسى است كه خداوند او را از ميان اين امّت انتخاب كرده ، و برگزيده ، و هدايت نموده ، و دوستش داشته است . و من و او را (از يك سرشت ) آفريده ، و مرا به رسالت ، و او را به تبليغ از جانب من برترى داده است ، و مرا شهر علم و او را دروازه آن قرار داده است ، و مرا گنجور علم و كسى كه احكام از وى دريافت مى شود قرار داده ، و او را مخصوص به مقام وصايت گردانيده ، و امر او را آشكار ساخته ، و از دشمنى با او بيم داده ، و هر كس را كه دوست او باشد بخود نزديك ساخته ، و شيعيان او را آمرزيده ، و تمامى مردم را به فرمانبرى او فرمان داده است .
و خدا- عزّ و جلّ- مى فرمايد: هر كس او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته ، و هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته ، و هر كس او را دشنام دهد مرا دشنام داده ، و هر كس با او مخالفت ورزد با من مخالفت ورزيده ، و هر كس او را نافرمانى كند مرا نافرمانى نموده ، و هر كس او را بيازارد مرا آزرده ، و هر كس بدون كينه ورزد بمن كينه ورزيده ، و هر كس وى را دوست بدارد مرا دوست داشته ، و هر كس قصد آزارش كند مرا قصد كرده ، و هر كس با او نيرنگ بازد با من نيرنگ باخته ، و هر كس او را يارى رساند مرا يارى رسانده است .
اى مردم ، نسبت ب آنچه كه خداوند شما را دستور فرموده گوش فرا دهيد، و از وى اطاعت كنيد، كه من شما را بيم مى دهم از عذاب خدا (در آن روزى كه هر نفسى هر كار خوب يا بدى كرده حاضر مى بيند، و دوست مى دارد كه كاش بين او و آن اعمال فاصله بسيار دورى بود، و خداوند شما را نسبت به خود هشدار ميدهد). سپس دست امير المؤمنين (ع) را گرفت و فرمود: اى گروه مردم ، اين شخص صاحب اختيار مؤمنان ، و حجّت خدا و بر تمام آفريدگان ، و جهادكننده با كافران است ، خداوندا! من (پيام تو را) رساندم ، و اينان بندگان تواند، و تو بر اصلاح آنان توانائى ، پس برحمت خود ايشان را به صلاح آراى مهربانترين مهربانان . از خدا متعال براى خودم و شما آمرزش مى طلبم ).
سپس از منبر فرود آمد. جبرئيل (ع) آمد و گفت : اى محمّد، خدا- عزّ و جلّ- بتو سلام مى رساند و مى فرمايد: خداوند از اين تبليغ تو پاداش خيرت دهد، راستى كه پيامهاى پروردگارت را رساندى ، و براى امّت خود خيرخواهى نمودى ، و مؤمنان را خرسند ساخته ، و بينى كافران را بخاك ماليدى ؛ اى محمّد همانا پسر عموى تو مورد آزمايش قرار مى گيرد و ديگران نيز بواسطه او آزمايش مى شوند؛ اى محمّد، در تمام لحظات عمر خود بگو: (سپاس از آن پروردگار عالميان است ، و آنان كه ستم كرده اند بزودى خواهند دانست كه بكدامين
سرانجامى دچار خواهند شد). (شعراء: 227)
3- محمّد بن بشر گويد:
چون ابن زبير، ابن عبّاس - رحمه اللّه - را به طائف تبعيد نمود، محمّد ابن حنفيّه - رحمه اللّه - براى ابن عبّاس نامه اى بدين مضمون نگاشت : (امّا بعد، خبر يافته ام كه ابن الكاهليّه تو را به طائف تبعيد كرده ، خداوند- جلّ و عزّ اسمه - بدين سبب نام تو را بلند كند، و پاداش تو را افزون گرداند، و گناهى را بدين سبب از تو محو سازد. پسر عمو! راستى كه بندگان شايسته گرفتار و آزمايش شوند، و همانا كرامت و بزرگوارى به پيشگاه نيكان اهداء گردد. و اگر چنانچه پاداش تو تنها در امور محبوب تو باشد آنگاه پاداشت اندك خواهد بود، خدا- جلّ و عزّ- مى فرمايد: (چه بسا چيزى را خوش نداريد و حال آنكه خير شما در آن است ) (و اين (تبعيد) چيزى است كه من شك ندارم كه خير تو در پيشگاه خالق توست ؛ خداوند صبر تو را بر گرفتارى و سپاس تو را در نعمت ها بزرگ و افزون نمايد كه او بر هر چيزى تواناست ).
چون نامه بابن عبّاس رسيد در پاسخ نوشت : (امّا بعد، نامه ات بدستم رسيد، كه در آن مرا در برابر اين تبعيد دعوت به صبر نموده ، و از پروردگارت - جلّ اسمه - مسأ لت نموده اى كه بدان سبب نام مرا بلند گرداند، و خداى متعال بر چندين برابر ساختن پاداش ، و رساندن فضل و بخشش ، و افزونى دادن بسبب احسانى كه مى كند قادر و تواناست . چه خوب بود چنين كارى را كه ابن زبير در باره ام مرتكب شد دشمن ترين مخلوقات خدا با من مى كرد، و من آن را بحساب حسنات خود مى گذاشتم و باين اميد بودم كه بدان سبب به خشنودى پروردگارم نائل آيم .
برادرم ! راستى كه دينا پشت كرده ، و آخرت نزديك شده و سايه افكنده است ، پس بكار نيك بپرداز، خداوند ما و تو را از جمله كسانى قرار دهد كه در پنهان از او مى ترسند، و براى خرسندى او در پنهان و آشكار كار مى كنند كه او بر هر چيزى تواناست ).
4- هشام بن حسّان گويد:
پس از آنكه با امام حسن مجتبى (ع) براى حكومت بيعت شد از آن حضرت شنيدم كه براى مردم سخنرانى كرد و فرمود: ما حزب پيروز خداوند، و خاندان نزديك پيامبر خدا، و خانواده پاك و پاكيزه او، و
يكى از دو چيز گرانبهائى هستيم كه رسول خدا (ص) پس از خود در ميان امّتش بجاى گذارد، و ما جفت و همدوش كتاب خدائيم كه تفصيل هر چيز در آن هست ، و هيچ گونه باطلى از پس و پيش در آن راه ندارد، پس اعتماد و اطمينان در تفسير آن بر ماست ، و ما در تأ ويل آن راه گمان نپوئيم بلكه حقائق آن را بيقين مى دانيم ، پس از ما اطاعت كنيد كه اطاعت ما واجب شمرده شده ، چرا كه به طاعت خدا- عزّ و جلّ- و رسولش مقرون گشته است ، خدا- عزّ و جلّ- مى فرموده : (اى كسانى كه ايمان آورده ايد از خدا و رسول او و صاحبان امر اطاعت كنيد، پس اگر در مورد چيزى نزاع پيدا كرديد آن را بحكم خدا و رسول باز گردانيد) ، (و فرمود) (و اگر آن را بنزد رسول يا صاحبان امر باز مى گرداندند هر آينه كسانى از صاحبان امر كه حكم آن را استنباط مى كردند بحقيقت آن پى مى بردند). و شما را از گوش فرا دادن به آواز شيطان بر حذر مى دارم كه او دشمن آشكار شماست ، و در نتيجه مانند آن دوستان او مى شويد كه ب آنان گويد: (امروز احدى از مردم بر شما پيروز نمى شود و من خودم پناه شمايم ، و چون دو گروه پيكار جو (صف مسلمين و كفّار) بهم برخوردند پا بفرار گذاشت و به پشت خود گريخت و گفت : من از شما بيزارم ، من چيزى را مى بينم كه شما نمى بينيد) ، و در آنگاه هدف نيزه ها، و طعمه شمشيرها، و درهم شكسته گرزها، و هدف تيرها واقع مى شويد، سپس (در آن روز هيچ كسى را كه قبلا ايمان نياورده و كار خوبى نكرده ايمانش سودى نبخشد) انعام : 158.
5- ابو الحسن عبدى گويد:
امام صادق (ع) فرمود: هيچ بنده اى براى رضاى خدا جلودار خود (از لذّات و شهوات ناروا) نشود جز اينكه خداوند او را ببهشت در آورد.